ادیان ابراهیمی و زردشتی و آیینهای هندی و چینی عقیده دارند که تاریخ بشر در جزر و مدّ هستی با بیعدالتیها و جهل و بیخبریها روبهرو بوده و هست و در تمام این فراز و نشیبها روزنۀ روشنی را در انتهای زندگی دیدهاند و مکاتب علمی و فلسفی بر وجود آن استدلال، و از روز نجات و صلاح یاد کردهاند و همراه آن کتابها نوشته و هندسۀ آینده را در عدالت و آرامش ترسیم نمودهاند و این واقعیت را ندای فطرت و خواست دلها دیدهاند.
تمام ادیان الهی و غیر الهی به اتفاق این روزگار را پذیرفته و در راه رسیدن به آن هر یک فلسفهای آورده و بساطی چیدهاند تا گمشدۀ خود را پیدا کنند امّا در انتخاب راه و وصول به مقصد با بیابان تاریک و امواج دریای سهمگین اندیشه روبهرو شدهاند. همه در جستوجوی منجی بودهاند گرچه در نام و نشان به خطا رفته باشند:
هر کس به زبانی صفت مدح تو گوید بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه
راه مستقیم را تنها با چراغ وحی و نبوّت میتوان دید: « وَ أَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِه ».(انعام / 153)
«و [بدانید] این است راه راست من، پس از آن پیروی کنید. و از راهها [ی دیگر] که شما را از راه وی پراکنده میسازد پیروی مکنید.»
امروز در شرق و غرب عالم، سخن از منجی است و دیدار او امید و آرزوی دیرینۀ بشر است. در مسافرتهای متعددی که به کشورهای مختلف دنیا داشتهام و نیز با مهمانان بسیاری که از اقصی نقاط جهان، از ملل و مذاهب مختلف، پذیرایشان بودهام همواره موضوع مهدیQ و منجی آخرالزمان را مطرح نمودهام و از ایشان کنجکاوانه خواستار توضیح موضع دینی و اعتقادیشان شدهام و همانطور که در فصلهای مختلف این کتاب ملاحظه خواهید کرد همۀ صاحبنظران را در لزوم ظهور منجی آخر الزمان همفکر یافتم.
این گفتوگوها جمعآوری و تنظیم گردیده است و اکنون در این کتاب در برابر همۀ جویندگان حقیقت است تا اگر برای کسی شک و تردیدی در فطرت عدالتجوی انسانی باقی مانده باشد مرتفع گردد. کسانی که با آنها به گفتوگو پرداختم همگی از سرشناسترین محقّقان در کشور و مذهب خود و گاه در سطح جهاناند و لذا اظهار نظرشان میتواند بازتاب اندیشۀ طبقۀ متفکر آن ملت و کشور محسوب گردد.